دل نوشته
دفعه اول وقتی دیگه فهمید نمیتونه پیشم بمونه بهم گفت حلالم کم منم چون اون تموم زندگیم بود بهش گفتم بخشیدمت و حلالت کردم اما بعد یه مدتی که دوباره خودش برگشت گفتم نظرش عوض شده خوشحال شده بودم که این دفعه به خاطر خودم برگشته اما اشتباه فکر میکردم بعد چند روز دوباره گفت نمیتونم پیشت بمونم ببخش و حلالم کن اما این دفعه واقعا جوابی نداشتم بهش بدم چون نمیدونستم واقعا میتونم ببخشمش یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدا جون مگه میشه آدما هر کاری دوست دارن بکنن بعد با یه کلمه خودشونو تبرئه کنن که از عذاب وجدان راحت بشن همیشه حلالم کن راه حل آخر نیست....
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 12:9 توسط فریبا
|
کاش هیچ دستی را به گرمی نمی فشردم