بی هیچ دردی در آرامشی اکنون

 

 http://mihanava.ir/wp-content/uploads/2013/08/x-15.jpg

 روحش شاد و یادش گرامی

خدایا ما که وزنی نداریم

پس چرا به دل دیگران سنگینی می کنیم

                  ******                                                                                                                                   زمانیکه خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند

پیر شدنت شروع می شود........

تجربه

غصه هایت که ریخت تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین

بگذار همانجا بماند

فقط از لابه لای اشتباهاتت

یک " تجربه " را بیرون بکش

قاب کن و بذار به دیوار دلت.....

گاهی

گاهی باید نبخشید کسی را

که بارها بخشیدی و نفهمید

تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد!

گاهی نباید صبر کرد....

باید رها کرد و رفت تا بدانند

اگر ماندی ٬ رفتن را بلد بودی!

گاهی بر سر کارهایی که برای دیگران انجام میدهی

باید منت گذاشت تا آنها را کم اهمیت ندانند!

گاهی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودن را نمی داند!

و گاهی.......... 

باید به آدم ها از دست دادن را متذکر شد!

آدم ها همیشه نمی مانند............

یکجا در را باز میکنند و برای همیشه می روند.......

خاطرات

خاطره ها خیلی قشنگ و دلنشین اند

مخصوصا خاطره های خوب که وقتی تو ذهنت

 تدایی میشه خنده رو لبهات نقش میبنده

اما اگه بد باشه سخت تره چون هر شب

قبل از خواب میاد تو ذهنت و اشک از گوشه

چشمات جاری میشه اینقدر بش فکر میکنی

تا خوابت ببره و از خودت میپرسی

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

صدبار

اصلا تو حواست نیست من محو تماشاتم

تو فکر یکی دیگه من پای قدمهاتم

تو راه میری آهسته من پشت سرت هستم

فکر تو رو میخونم محکم به تو چشم بستم

دنیات پر احساسه اما واسه من جا نسیت

صد بار منو میبینی اما حسی پیدا نیست

حتی تو رویاتم انگار واسه من جا نیست

صد بار منو میبینی اما حسی پیدا نیست

دل

حواسمون باشه دل آدما شیشه نیست که روی اون " ها " کنیم

بعد با انگشت قلب بکشیم بعد وایسیم آب شدنش رو تماشا کنیم

و کیف کنیم!!!!!!!

رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی باید مردونه پاش وایسی....

دستهایم را محکمتر بگیر

من هنوز نمیخواهم

تو را.......

به دست خاطرات بسپارم

3619f29c03fe8f7af02a45809b2a17a4-425 

بهت گفتم با دلم بازی نکن.....

ببین خرابش کردی......

دیگه عاشق نمیشه.....

کار من از یکی بود یکی نبود گذشته...

من در اوج قصه گم شدم...

عشق یعنی یکی بود یکی نابود...

او که میرود نمیفهمد ولی او که بدرقه میکند

خوب میداند که کاسه آب معجزه نمیکند...

نگاه

مریم مقدس هم که باشی

مردم حامله ات میکنند

با نگاه های هرزه شان

عکس های غمگین از لحظات تنهایی

تنهایی

دلت که شکست خودت شکستشو جمع کن

تا هر کس دست زخمیشو به رخت نکشه 

                ****

حافظه آدمهای غمگین قویست

میدانند کجای کدام خیابان آن روز " مردند "

                   ****

تنهایی راه رفتن سخت نیست ولی

وقتی این راه رو باهم رفتیم تنها برگشتن  سخته

                   ****

جاذبه سیب " آدم  " را به زمین میزند  

و جاذبه زمین " سیب " را......

فرقی نمیکند " سقوط " سرنوشت دل دادن

به هر جاذبه ای غیر از خداست.......

هیس

     گاهی وقتا به یه چیزایی که آرزوشو داری

      میرسی بعد تازه میفهمی که چقدر آرزوش

           از داشتنش قشنگ تر بوده

           کلا بعضی چیزا و بعضی آدما

           فقط از دور قشنگن!!!!!!!!!

                    **********

                 هیس.........

           به سایه ات بگو آرام رد شود

            دلم تازه آرام گرفته......

                    **********

                ساز دلت که کوک نباشد

                فرقی نمی کند کجا باشی

               سرزمین مادری یا خانه پدری

             هر دو یک رنگ دارد رنگ دلتنگی.....

دل نوشته

دفعه اول وقتی دیگه فهمید نمیتونه پیشم بمونه بهم گفت حلالم کم منم چون اون تموم زندگیم بود بهش گفتم بخشیدمت و حلالت کردم اما بعد یه مدتی که دوباره خودش برگشت گفتم نظرش عوض شده خوشحال شده بودم که این دفعه به خاطر خودم برگشته اما اشتباه فکر میکردم بعد چند روز دوباره گفت نمیتونم پیشت بمونم ببخش و حلالم کن اما این دفعه واقعا جوابی نداشتم بهش بدم چون نمیدونستم واقعا میتونم ببخشمش یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدا جون مگه میشه آدما هر کاری دوست دارن بکنن بعد با یه کلمه خودشونو تبرئه کنن که از عذاب وجدان راحت بشن همیشه حلالم کن راه حل آخر نیست....

دلتنگ

گاهی آنکه سراغی ازتو نمیگیرد برای دیدنت دلتنگترین

است و از شکاف چشمانش به نبودنت خیره میشود.......

همیشه آنکه تو او را نمی بینی نامهربان نیست

                   *************

کاش اون لحظه ای که یکی ازت میپرسه حالت چطوره و تو 

جواب میدی خوبم ، کسی باشه که محکم بغلت کنه و

آروم تو گوشت بگه میدونم خوب نیستی...

                  **************

 در یک آشنایی دوستانه ما باهم دست دادیم!!!

تو فقط دست دادی و من همه چیزم را از دست دادم!!!

                  **************

         همیشه یه گوشه دلتو بزار واسه خلوت

         اونیکه خلوتشو با خاطراتت پر کرده

                  **************

          تمام زندگیت که شده باشد

          جز آغوشش پناهی نداری

         حتی اگر از خودش دلگیر باشی 

آدمها

آدمها فقط آدمند نه کمتر نه بیشتر

اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی

       آنها را شکستی

و اگر بیش از آنچه که هستند حسابشان کنی 

آنها تو را می شکنند

بین این آدمها فقط باید عاقلانه زندگی کنی 

         نه عاشقانه

نمی دانم

ریشه ام در زمین بود یا در آسمان

شاید ریشه ام در رویا بود

رویایی که اسیرش بودم

            اما

در رویای ساختگیم اثری از گرمی و عشق نبود

در خود بودم ٬ فرو خورده و غمگین

          تا شبی

از دور دستهای دور

انجایی که فقط تلخی و سیاهی بود

ستاره ای نقره فام در شب هستی ام طلوع کرد

و من اسیر گهواره ی چشمانش شدم

گهواره نور ٬ گهواره عشق

       و آرمیدم

              رها

                سرخوش

                      عاشق

                          آرام

اجبار

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی

شاکی بشی ولی شکایت نکنی

گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن

خیلی چیزا رو ببینی ولی ندیدش بگیری

خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی

عزیزم

تمام خنده هایم را نذر کرده ام تا تو 

همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

عطر دستهایت دلتنگیم را به باد میسپارد

دلتنگی

چه فرقی می کند آن سوی دنیا باشی

یا فقط چند کوچه آن طرف تر!!!!!

پای دوست داشتن که در میان باشد 

دلتنگی دمار آدم را در می آورد

نبودم

سلام دوستای عزیزم من یه مدتی نبودم و فعلا هم نمیتونم بیام وب

از همه دوستایی که همیشه منو همراهی میکنن ممنونم

دوستای جدیدی هم که نظر گذاشتن به زودی به همتون سر میزنم

و از خجالتتون در میام دوستون دارم

معما

تنها مهمای بزرگ زندگی ام که هنوز حل نشده ، این است که.....

چه شد اینطور دلباخته اش شدم؟؟؟؟؟؟؟؟

ان هم کسی مثل من که از کنار عشق هم رد نمی شد......


الو...الو... سلام

کسی اونجا نیست؟؟ مگه اونجا خونه خدا نیست؟؟ پس چرا کسی جواب نمیده؟؟

یهو یه صدای مهربون به گوش کودک نواخته شد مثل صدای یه فرشته....

با کی کار داری کوچولو؟؟ خدا هست باهاش قرار داشتم ، قول داده امشب جوابمو بده.

بگو من میشنوم . کودک گفت من فقط با خدا کار دارم ، بلور اشکی در چشمانش حلقه زده بود

با فشار بغضش شکست و گفت اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما....

بعد از چند لحظه سکوت ندایی در گوش کودک طنین انداز شد بگو... زیبای من بگو هر آنچه

بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو... دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت :

خدای مهربون ، خدای قشنگم میخواستم بگم تو رو خدا نذار بزرگ بشم تو رو خدا.....

چرا؟؟ این مخالف با تقدیر است چرا دوست نداری بزرگ بشی؟؟ اخه من تو رو به اندازه مامانم

ده تا دوست دارم اگه بزرگ بشم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم ، نکنه یادم بره که یه روزی

بهت زنگ زدم ؟ قرار داشتم ؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که

بزرگن  و فکر میکنن من الکی با تو دوستم ، خدا جون چرا بزرگا حرفاشون سخته؟ مگه اینطوری

نمیشه باهات حرف زد ؟ خدا پس از تموم شدن گریه ها و حرفای کودک گفت " آدم محبوبترین

مخلوق من ، چه زود خاطراتش را به ازای بزرگ شدن فراموش میکند کاش همه مثل تو به جای

خواسته های عجیب من را از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا می گرفت.

کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان می خواستند بیا تا همیشه

کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی..و کودک در حالی که لبخندی شیرین و آرام بر لب داشت

در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفت...


دختر بچه در حال دعا کردن girl kid in pray