اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم و دویدیم و به شالاپ و شلوپهای گل

آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش کرده بودی چتر

آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی میکردی من خیس نشم و شانه سمت چپ تو

کاملا خیس شده بود سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری

سرما بخوری چتر را کامل بالای سرت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد و

چند روز بعد چطور؟ به خاطر داری که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور

بودیم برای اینکه پینهای چتر توی چش و چارمان نرود دو قدم دورتر از هم

راه برویم. فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو

عکس های عاشقانه زیر باران