رفیق بی معرفت ؛ مثل پنجره ی رو به دیوار ميمونه

.

.

.

چطوري پنجره؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من همان دخترک غم زده ی دیروزم
من همان کودک بي تاب برای بودن
که دلش رادراندوه به زنجیرکشید
وبه اندازه ی دل رنج کشید
وبه اندازه ی بي معرفتي دردکشید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بهت نمی گم آدم بی معرفتی هستی چون بی معرفت ها که آدم نیستند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دوستی این نیست
بي معرفتي سنگدلی نامردی
دوستی این نیست
این نیست که دیرآمدی وزودروی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی ریا کرد

من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟
با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟
گفته بودم که دلش معدن بي معرفتي ست
تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن
بی معرفت

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


طلوع بی شمار معرفت باش
به شهری که رسومش بی وفائیست

سرم سرگرم تصویر تو گشته

به آن حدی که اسمش بی نوائیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *



مرام فقط مرام گاو،چون نگفت من گفت ما…..رفيق فقط کلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش………معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکي بودنش…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *