فراموش کردنت مثل آب خوردن بود
همان ابهایی که می پرد تو گلو و سالها سرفه می کنیم
سرم را روی شانه ات بگذار تا من گلهای پیراهنت را آب دهم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 12:35 توسط فریبا
|
کاش هیچ دستی را به گرمی نمی فشردم